قـــــطـره هـــای کــــوچـک آب
اقـــــیـانــــوس بــــزرگ را مـــی ســازنـــد
دانـــــه هـــای کــــوچــک شـــن
ســــاحــل زیــــبـا را . . .
لـــــحـظه هـــای کـــــوتاه
شـــــایـــد بـــی ارزش بــــه نــــظـر بــــرســـنـد ، اما …
برچسبها:
کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم
مثل ساعت هایی که صبح، دلسوزانه زنگ می زنند
و در میانِ خواب و بیداری، بر سرشان می کوبیم
بعد می فهمیم که خیلی دیر شده . . .
برچسبها:
حـــکایـت زنـــدگی مـا شـده مــثـل دکــمـه ی پـــیـراهـن
اولــی رو کـه اشــتـبـاه بـــسـتی ،
تــا آخـــرش اشـــتـبـاه مـــیـری !
بــــدبـخـتـی ایــنـه کـه ؛
زمــانی بـه اشـــتـبـاهـت پـــی می بـری کـه رســیـدی بـه آخــــرش . .
.
برچسبها:
زندگی یه زندگی....
آرزوی مبهمه مگه نه ....؟
یک طلوعه یک غروبه یک دمه مگه نه .....؟
زندگی یه کوره راهه یه امیده یک نگاهه
مثل یک چراغ روشن توی یک شب سیاهه مگه نه .....؟
قصه ی عزیز و اوجه قصه ی ساحل و موجه
قصه ی تنهاییه قصه ی یاس و امیده
یا سیاهه یا سفیده وصله یا جداییه
قصه ی نامه و ننگه حرف بی رنگی و رنگه
سربه سر رسواییه
رو لب بسته ی غنچه وقتی پاییز میاد
چه غم انگیز میاد چی بگه ...؟ به کی بگه...؟
زندگی عاقبتش نبودنه.....
یه سرود ناتموم سرودنه.....
برچسبها:
بیادت می آورم تا همیشه بدانی که زیباترین منش آدمی محبت اوست ، پس محبت کن چه به دوست چه به دشمن که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست . ” کوروش کبیر “
برچسبها:

برچسبها:
*** عروس و داماد رو آب برد ***

برچسبها:
*باباهم بابا های قدیم *
ماشالا بابا !!!!!

برچسبها:

خانه
بهترین جای دنیا کجاست؟
کسانی که عادت دارند هر جای سفیدی که پیدا میکنند خانه بکشند، معمولا وابستگی عاطفی خاصی به خانهشان دارند. آنها که تزییناتی را روی خانه میکشند مثل پرده، شیشه پنجره، راه عبوری و ارتباطی و… یعنی دوست دارند در این زمینهها سرمایهگذاری کنند مثلا خانه بهتر بگیرند، وسایل خانه بخرند. اما اگر فردی خانهای بدون در و پنجره بکشد، حواستان را جمع کنید چرا که این فرد احتمالا مشکل بزرگی دارد، در واقع او در موقعیتی قرار دارد که احساس میکند هیچ راه فراری وجود ندارد
برچسبها:
خداحافظ گل لادن، تموم عاشقا باختن.
ببین هم گریه هام از عشق، چه زندونی برام ساختن.
خداحافظ گل پونه، گل تنهای بی خونه.
لالایی ها دیگه خوابی، به چشمونم نمی شونه.
یکی با چشمای نازش، دل کوچیکمو لرزوند.
یکی با دست ناپاکش، گلای باغچمو سوزوند.
تو این شب های تو در تو، خداحافظ گل شب بو.
هنوز آوار تنهایی، داره می باره از هر سو.
خداحافظ گل مریم، گل مظلوم پر دردم.
نشد با این تن زخمی، به آغوش تو برگردم.
نشد تا بغض چشماتو، به خواب قصه بسپارم،
از این فصل سکوت و شب، غم بارونو بردارم.
نمی دونی چه دلتنگم، از این خواب زمستونی،
تو که بیدار بیداری، بگو از شب چی می دونی ؟
تو این رویای سر در گم، خداحافظ گل گندم.
تو هم بازیچه ای بودی، تو دست سرد این مردم.
خداحافظ گل پونه، که بارونی نمی تونه
طلسم بغضو برداره، از این پاییز دیوونه
برچسبها:



ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید